Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تاثیر هوش هیجانی بر مهارت های مذاکره ای مدیران سازمان های دریایی(نمونه موردی: ارگان های دریایی چابهار)

نویسنده:

(11 صفحه - از 41 تا 51)

هوش هیجانی نقش تعیین کننده­ای در برقراری روابط مفید بین مدیران و با نیروی انسانی یک سازمان دارد، با توجه به این موضوع می­توان گفت؛ تآثیر هوش هیجانی در موفقیت یک سازمان نقش مهمی را ایفاء می­کند. در راستای این بحث مدیر یک سازمان می­تواند با مذاکره بهینه خویش با کارکنان یا مدیران سازمان­های دیگر در پیشبرد اهداف اصلی و کلی سازمان نقش موثری را داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر بخش هوش هیجانی در میزان مهارت‌های مذاکره­ای مدیران با افراد دیگر و بر خورد با آن­هاست، که در این راستا توزیع و جمع­آوری یکسری اطلاعات که به وسیله پرسشنامه بین مدیران و مسئولین ادارات کل بنادر و کشتیرانی، شیلات و گمرک چابهار به عمل آمد در این پژوهش ضریب ­آلفا 92 درصد در بین212 نفر از مدیران و مسئولین آن سازمانها تعیین و مشخص شد. این بررسی منتج شد به اینکه بین هوش هیجانی و میزان مهارت­های مذاکره­ای مدیران ارتباط مستمر و سازنده وجود دارد، همچنین پس از بررسی و تجزیه و تحلیل داده­های آماری، تمامی فرضیه­های ارائه شده مورد تایید قرار گرفته است.

خلاصه ماشینی:

"میزان آلفای کرونباخ تعین شده برای هر یک از خورده مقیاس های هوش هیجانی عبارتند از 1- هوش درون فردی 80% ، 2- هوش میان فردی 75%، 3- هوش مقابل با فشار 66%، 4- هوش سازش پذیر 64%، 5- هوش خلق کلی 59% یافته های تحقیق جدول شماره (1) نتایج آزمون اس پی اس اس برای مقایسه و ارتباط بین هوش هیجانی ومهارت مذاکره‌ای (رجوع شود به تصویر صفحه) بحث و نتیجه‌گیری با توجه به نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های آماری که از مقایسه ی مولفه های هوش هیجانی و مولفه های مهارت مذاکره ای در قالب دو پرسشنامه ی محقق ساخته 90 سوالی و 80 سوالی مربوط به هوش هیجانی و مهارت مذاکره ای بدست آمد مشاهده می‌شود که بین هوش هیجانی و مهارتهای مذاکره ای ارتباطی معنا دار وجود دارد بدین صورت که هر چه هوش هیجانی در مدیران بالا تر باشد توانایی هدایت مطلوب مذاکرات را به سمت دست یابی به هدف اصلی سازمان نیز افزایش می‌یابد. بین هوش درون فردی و سبک واقع گرایی مذاکره‌ای ارتباطی معنا دار وجود دارد بدین صورت که هر چه سطح مهارت های درون فردی مانند اعتماد به عقاید خود در مدیران بالا تر باشد توانایی نشان دادن واقعیات به شکل بی طرف و مشارکت با دیگران و ارتباط دادن واقعیات و با تجربه نیز در انها افزایش می یابد. بین هوش درون فردی و سبک شهودی مذاکره ای ارتباطی معنا دار وجود دارد به دین صورت که هر چه سطح مهارت های درون فردی مانند اعتماد به عقاید خود در مدیران بالا تر باشد توانایی تمرکز بر کل مسئله ومبنا قرار دادن اصول و مبانی نیز در آنها افزایش می یابد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.