Skip to main content
فهرست مقالات

بام و بوم و مردم (بازخوانی و نقد اصول پیشنهادی پیرنیا برای معماری ایرانی)

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 7 تا 24)

محمدکریم پیرنیا، از برجسته ترین تاریخ پژوهان معماری ایران، دو دستاورد بزرگ به نام اصول معماری ایران و سبک شناسی معماری ایرانی داشت. در این مقاله، به بررسی اصول پیشنهادی او برای معماری ایرانی پرداخته شده است. به این منظور، ابتدا چگونگی تکوین و تکمیل اصول پنج­گانه او در طی زمان نشان داده شده، سپس سخن او درباره یکایک اصول­ها که در منابع گوناگون پراکنده است، از منابع اصیل جمع­آوری و به زبانی منسجم بیان گردیده است. در ادامه مقاله، در کلیات این اصول تامل، و شایستگی آن­ها برای تبیین معماری ایرانی سنجیده شده است. نگارندگان، انگیزه های پیرنیا را از طرح آن­ها و نیز مفروضات و دلالت های ضمنی آن­ها را بررسی و آن­ها را نقد کرده­اند. در پایان نشان داده شده که ترکیب و محتوای کنونی این اصول، باطن و ظاهری دارد. ظاهر آن­ها متناسب با نیازهای زمانه پیرنیاست و ممکن است امروزه به کار محققان معماری ایران نیاید و معتبر نباشد، اما باطن آن­ها ابزارهایی ارزنده برای شناسایی و فهم معماری ایرانی در بستر فرهنگ ایرانی است. در این صورت، می­توان اصول پیرنیا را بازخوانی کرد و در خدمت تعمیق تحقیق در تاریخ معماری ایران درآورد.

Mohammad-Karim Pirnia، one of the most prominent scholars of the history of Iranian architecture، had two major achievements: The principles of Iranian architecture and the stylistics of Iranian architecture. In this article we will discuss his suggested principles for Iranian architecture. For this purpose، we will first show how his five principles have evolved and completed through time. Following that، we will mention his words about each of the principles which we have gathered from their original but widely spread sources and will present them in integrated and coherent terms. In another section of the article، we will deliberate upon the entirety of these principles and evaluate their worthiness for specifying Iranian architecture. We will strive to study and criticize Pirnia’s motivations for proposing them and their assumptions، and tacit implications. In the end we will show that the current order and content of these principles have an outer and inner side. Their appearance is in accordance with the necessities of Pirnia’s time and it’s possible that they may not be suited or credible for Iranian architectural historians of our time; but their inner side is a valuable element for identifying and understanding Iranian architecture in the context of Iranian culture. In this case، we will be able to reread Pirnia’s principles and use them to serve the improvement of research on the history of Iranian architecture and its development.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.